تبليغاتX
همیشه عاشقم بمون علی جان






همیشه عاشقم بمون علی جان

من بدون تومیمیرم

 

 

سلام دوستان

 من پانیذ هستم

 این وبلاگ را ساختم تا با همه ی وجود

تقدیم کنم علیرضای عزیزم

این پست همیشه ثابت است نظر فراموش نشه

نوشته شده در 89/08/27ساعت توسط پانیذ|

میخواد اسید بپاشه توصورتم تهدیدم کرد

 

قسم خورد اگه اسید پاشید دیگه هیچوقت

 

تنهام نمیذاره

 

اون این کارامیکنه

نوشته شده در 90/06/25ساعت توسط پانیذ| |

خدایا بذار بره من راضی ام خدایا من لیاقتشاندارم خدایا خدایا چیکارکنم به خدامن لیاقت ندارم اخه چرا

 باید ذجربکشم اخه من که با اون کاری نکردم من که حسی به ایمان ندارم ماکه کاری باهم نداریم واسه

 چی علی اینقدر اشغاله برودیگه علی برومن خسته شدم برو برس به زندگیت که دیگه کسی نیست

بخوای براش شعربگی برو تو خلوتت قلیون بکش بعد یاد من بیوفت وبگو یادش بخیر چه قدر بدش میومد

 از قلیون بگومموش کوچولومن الان داره چیکارمیکنه بعدش یادت بیاد که چه قدر از دستش حرص خوردم

 چه قدر ذجرم داد وبعد از قهوه خونه برو بیرون وبگوبهتر که رفتم وترکش کردم اون ادم نبود سرتا بزار رو

 بالش و بگو یه روز 2تایی مون سرمونامیذاشتیم رو این بالش بعدش بشین وبه خداگله کن واشک بریز

 وتوخواب وبیداری یاد داییت بیوفت که همیشه پشتت بود دلت بگیره واز بی خوابی برو توخیابونا حساب

 پولاتو بکن ببین چه قدر از روزی که پانیذ رفته پولام جمع شده دیگه کسی وندارم که براش شارج بخرم

 وبراش

شارج بفرستم وقربونش برم کجاست اون خانوم کوچولوی لجبازمن

کجاست که ببینه چه قدر دلم براش تنگه

اون طرف دنیااگه یه دختری به نام پانیذ زنده باشه الان پشت پنجره نشسته وباصدای هرموتوری از

 جامیپره شاید عشقش برگشته باشه ولی همش پشت موتور ها ادم های اشنایی

 رو میبینه که براش غریبن ومنتظر یه غریبه ای نشسته که یه روزی براش اشنابود

ولی اون کجاست خدامیدونه

دوبار زد توگوشم خیلی تلاش کردم تاگریم نگرفت اگه گریه میکردم اون پیشم میموند

 ودوباره عذاب میکشید این طوری دیگه غصه ی کسیا نداره

من از امام رضاخواستم به 2تامون ارامش بده شاید دعام مستجاب شده

ولی علی جونماچه طوری فراموش کنم

 دردت به جونم گریه نکن

اروم جونم گریه نکن

بزار تا راحت جدابشیم

مهربونم گریه نکن

 

عشقت بمیره گریه نکن

گریم میگیره گریه نکن

اشکات وپاک کن وبزار برم

دیگه دیره گریه نکن

منه کثافت خیانت کردم بهش من میخواستم انتقام بگیرم

انتقام فحش هایی که بهم داد انتقام بد رفتری هاش واسه گناه نکرده همه چی

تموم شد امشب خودما میکشم امشب همه چی تمومه امشب از خودم انتقام میگیرم

خداجون میشه امشب منا توبغل بگیری

بگی اروم دره گوشم دیگه وقتشه بمیری

نوشته شده در 90/06/24ساعت توسط پانیذ| |

تولدت مبارک

 

همسر قشنگ من

 

میدونی خیلی

 

خوشحالم که فقط

 

من برات تولد گرفتم

 

 

عشق من

 

فکرکنم الان لالاکردی

 

کاش تاصبح خواب

 

خانومیتا ببینی

 

شب بخیر

نوشته شده در 90/05/05ساعت توسط پانیذ| |

باورم نمیشه ۲ روز دیگه همه کس من به دنیا

 

می آد

 

چه قدر قشنگ چه روزه باشکوهی

 

توبه من امید زندگی میدی

 

امیدوارم ۱۲۰ ساله بشی

 

تولدت مبارک عشق ابدی من

 

همیشه عاشقتم

نوشته شده در 90/05/02ساعت توسط پانیذ| |

عشق قشنگم علیرضای منواسه همیشه میسبارمت دست خدا امیدوارم خوشبخت بشی

وعشقتا فراموش کنی ودیگه دنبالم نیای منم سعی میکنم فراموشت کنم چون دلم شکسته این شعر

را واسه توگفتم

خدایاتواینجایی                 کنارقلب خستم                  بدون تونمیشه      بدونه توشکستم

 

خدایاسخته بودن          چه درداوره موندن         زیرنم نم بارون      به عشق یکی سوختن

 

خدایامن برم یا         تواین دنیابمونم            بدونه عشق نمیشه       به یادکی بخونم؟  

 

به یاداون کسی که         توتنهایی رهام کرد       به چشمام خیره بوداوون

                              ولی نگام نمیکرد

 

خدایا اون ولم کرد             منا تنهاوبی کس        دل اون ازسنگه سخته                        

                                دل من خیلی شکستس

هیچی فقط همه چی تمام شده

 

 

نوشته شده در 90/03/12ساعت توسط پانیذ| |

می دونی فرق روز پدر با روز مادر چیه ؟

روز مادر طلا فروشی ها شلوغ می شه اما روز پدر جوراب فروشی ها !

می دونی شباهشتون چیه ؟ پول هر دو از جیب بابا می ره !!!

 

مادرم هستی من ز هستی توست تا هستم و هستی دارمت دوست !

 

 

نوشته شده در 90/03/04ساعت توسط پانیذ| |

سلام دوستام تواین مدت کلی اتفاق افتاد

 

منوعلیرضا دوباره اشتی کردیم الهی فداش بشم

 

بعدیه مشکلاتی شروع شدالان باهام قهره جوابما

 

نمیده بعدشم فکرمیکنه تقصیرمنه خب فدات

 

شم یکم به منم حق بده از۲روزقبل تاحالاهم نیومده

 

دنبالم خدایا۱۰۰تازیارت عاشورا نذرمیکنم

 

که کارم درست بشه

نوشته شده در 90/02/13ساعت توسط پانیذ| |


زیبا و علی باسرعت ۱۲۰ کیلومتر سوار بر موتور سیکلت

زیبا..ارومترمن میترسم

علی..داره خوش میگذره

زیبا..اصلا هم خوش نمیگذره تو رو خدا ارومتر برو

علی.. باشه بگودوستمداری

زیبا..دوستتدارمممممممممممم

علی..حالا محکم بقلم کن<زیبا بقلش کرد>

علی..میتونی کلاه ایمنی منو سرت کنی اذیتم میکنه

و.....

روزنامه های دوروز بعد..مردوزنی با سرعت ۱۲۰ کیلومتر به ساختمانی اثابت کرده وتنها یک سرنشین ان که خانم بود نجات یافته است...

حقیقت این بود که نزدیک ساختمان علی فهمیده بودکه ترمز موتور بریده ونخواست زیبا بفهمه بلکه خواست برای اخرین بار از زبون زیبا بشنوه که میگه علی دوستتدارمممممممممممممم

 

نوشته شده در 90/02/08ساعت توسط پانیذ| |

سلام علی جان الهی من فدات بشم اخه توام مثل من طاقت

 

جدایی نداری پس چرا شرط وشوروط میزاری به خدامن هرکاربگی

 

میکنم فقط چشات وروم نبندتوام مثل من نمیتونی دووم بیاری

 

مرسی که باهام اشتی کردی فدات بشم حالاکه بهم زنگ زدی

 

حاضرم برات بمیرم چادرکه سهله توبخوای عباهم میپوشم

 

فقط دیگه باهام قهرنکن بدون توزندگی دیونه کنندس

 

وای خدایاعاشقتم اول عاشق توبعدشم عاشق علیرضا

 

خدایاخودت حفظش کن میسپارمش به خودت

نوشته شده در 90/01/13ساعت توسط پانیذ| |



به من گفتی پر از آینده باشم / تو رفتی همچنان در خنده باشم /
تو دریای منی ، من ماهی تو / جدا از تو نباید زنده باشم .

اگر یاد گلی کردی نگاهی بر رخ خود کن /
اگر یاد خزان کردی نگاهی جانب ما کن .
...
صفایی بود دیشب با خیالت خلوت من را /
ولی من باز پنهانی تو را هم آرزو کردم .

 

 


تورا من دوست مي دارم نه قدر آب درياها
كه روزي خشك مي گردند شوند بيچاره ماهيها
تو رامن دوست مي دارم نه قدر غنچه و گلها
كه روزي پرپر مي شوند بر آرد آه از دلها
تو را من دوست مي دارم به قدر كهكشان و ماه انجم ها
...كه جاويدان بماند عشق من تا بودن آنها



نوشته شده در 90/01/11ساعت توسط پانیذ| |

سلام به همه ی خواننده های وبلاگ همیشه

 

عاشقتم علی

 

این وبلاگ ازالان راجع به خاطرات علی مینویسه

 

علی جان شرایطی که واسه باتوبودن برام

 

گذاشتی سخت نبودهمشا اجرامیکنم

 

امانه برای تو برای خدا

 

ولی ای کاش مناهمین جورکه هستم

 

قبول میکردی من سرقولم هستم

 

ازسال دیگه چادری میشم ولی نه

 

واسه اینکه تومیخوای واسه اینکه

 

بهت ثابت میکنم من واسه اینکه شرایطت

 

سخت بودازت جدانشدم بلکه طاقت اینکه

 

برام شرط بزاری ونداشتم

 

بعضی حرفارانمیشه اینجازد

 

ولی به مرگ خودم وبه جون مادرم

 

ازالان میخوام فقط باخاطرات تو زندگی

 

کنم وبه هیچ  پسری فکرنمیکنم

 

همه ی شرطاتم قبول دارم ولی دیگه نمیخوام

 

برام شرط بزاری امیدوارم

 

خوشبخت ترین مرد دنیابشی

 

نوشته شده در 90/01/09ساعت توسط پانیذ| |

سلام به قشنگ ترین عشق دنیاعشق ابدی من علی جانم سال نودرکنارم نبودی ولی من امید دارم

 

که چندسال دیکه وقتی سال نومیشه من صورت ماهتاببوسم وتوبه من عیدی بدی من اونقدر

 

عاشقتم که هرشب کلی فکروخیال میکنم کلی نقشه واسه ایندمون میکشم

 

نفسم نزارشکست بخورم نزارنقشه هام نقشه براب بشه نزار داغون بشم

 

عیدت مبارک نفسم مبارک

نوشته شده در 90/01/04ساعت توسط پانیذ| |

سلام عزیزدل پانیذ حالت خوبه امروز داشتم خفه میشدم به خدا

 

اخه منه خرحواسم نبودجوهرنمک وبامایع سفیدکننده قاطی کردم

 

داشتم حمام ومیشستم داشتم بهت فکرمیکردم

 

زندگی پیش چشام سیاه شدسرم گیج رفت پاهام

 

سست شدنفسم تنگ شدوافتادم

 

باورت میشه وقتی چشمام وبستم تورو دیدم مامانم بهم تنفس

 

مصنوعی میدادحسش میکردم من مرگ وپیش چشام دیدم

 

چه قدربهت احتیاج داشتم چه قدراحساس ناتوانی میکردم

 

چه قدر دلم میخواست بغلت میکردم ولی ایناهمش یه

 

خیال زودگذر بود هنوزهم ریه هام تیرمیکشه

 

سرت ودرد اوردم نفسی

 

مواظب خودت باش خدافظ

 

 

نوشته شده در 89/12/28ساعت توسط پانیذ| |

توهمش من وتحقیرمیکنی توهمش به من توهین

 

میکنی همش بامن دعوامیکنی به خدا خسته

 

شدم توهیچ وقت نمیفهمی که بامن چیکارکردی

نوشته شده در 89/12/23ساعت توسط پانیذ| |

کجایی یار همدردم

من احساسم رو گم کردم

میون سایه روشن ها

به دنبال تو میگردم

شدم یه آدم سنگی

که دنیامو نمیشناسم

پریشونم

نمیدونم

چرا عشق و نمیشناسم

شبیه آینه روشن شد

نگام کن

سردو بیتابم

کمک کن قلب معصومم

نه بیدارم نه تو خوابم

میخوام کبوتر دستام

غزل پرواز تو باشه

کنار آسمون تو

نگاهم رنگ دریا شه

تپش های تو آهنگه

تماشاییه بارونت

صدات آرامش عشق

مثل لالایی میمونه

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

بمان با من...که من بی تو...صدای خسته در بادم

در این اندوه بی پایان...بمان تنها تو در یادم

نمیدانم چرا غم ها نمیدانند...که من سلطان غم هایم

بیا با من باش...که من تنهای تنهایم

نوشته شده در 89/12/16ساعت توسط پانیذ| |

من بدون علی میمیرم بدون اون هیچ دلیلی واسه زندگی ندارم

 

اون قشنگترین چیزیه که تاحالاتوزندگیم بوده اون بهترین

 

لحظه های زندگیم وتشکیل میده ادم وقتی کسی و از دست

 

میده تازه میفهمه که چی شده منم الان فهمیدم که حاظرم براش

 

بمیرم من فقط میخواستم دوستش داشته باشم ولی الان

 

میفهمم نمیتونم به یه عشق ساده اکتفاکنم من میخوام اون مال من

 

بشه اون همه دنیای منه همه ی زندگیم

نوشته شده در 89/12/08ساعت توسط پانیذ|

سلام عشق خوشگلم دلم برات یه ذره شده اخه توکجایی به

 

خدا کلی توخیابوناچشمام دنبالته ولی هرکسی ومیبینم

 

به جزتو یعنی تودلت برام تنگ نشده اخه چرا؟

 

چرامانمیتونیم به هم برسیم به خدامن عاشقتم هرلحظه

 

فقط به تو فکرمیکنم فقط واسه توست که تاالان

 

زنده موندم توروخدا به دادم برس

 

من بدون تومیمیرم لهی فدات بشم من تازه فهمیدم

 

که بدون توبه هیچ جانمیرسم کمکم کن نفسم

نوشته شده در 89/12/08ساعت توسط پانیذ| |

تو یعنی پاکی باران

 تو یعنی لذت دیدن

تو یعنی یک شقایق را

 به یک پروانه بخشیدن

تو یعنی از سحر تا شب

 به زیبایی درخشیدن

تو یعنی یک کبوتر را

 زتنهایی رها کردن

خدای آسمان ها را

 به آرامی صدا کردن

تو یعنی روح باران را

 متین و ساده بوسیدن

و یا در پاسخ یک لطف

 به روی غنچه خندیدن

اگر چه دوری از اینج

ا تو یعنی اوج زیبایی

 

نوشته شده در 89/12/02ساعت توسط پانیذ| |

آخرین روز وداع گریه کردم بی صدا

حیفم اومد که تو  رو بسپرم دست خدا

اگه با رفتن تو عشق ما تموم میشه

تو نباشی میدونم عمر من حروم میشه

برو با ستاره ها روشنی چراغ تو 

دیگه تاریکی شب نمیاد سراغ تو

برو فکر من نباش راه من راهی جداست

کاشکی میشد بدونم خونه عشق کجاست

سرنوشت ما یه روز گره خورده بود به هم

کسی باور نمیکرد بشه پاشیده یه روز

حالا با رفتن تو غم شده سایه ی من

خاطرات بودنت شده همسایه من

نوشته شده در 89/12/01ساعت توسط پانیذ| |

 

 

 

 

 

نوشته شده در 89/11/26ساعت توسط پانیذ| |

 

سلام برعشاق سلام

برباوفایان روزگار

 

امشب شبیست پرازعشق شبی که برای

 

رسیدنش پرپرمیزدم شبی که به امید

 

بوسیدن توبرایش لحظه شماری میکردم

 

حالا اون شب رسیده ولی چه سود

 

قلب من خالی ازعشق وسرشار ازنفرته

 

نفرتی که تو درمن به وجود اوردی

 

چراعصبانی میشی فدات بشم

 

من هنوزعاشقتم من از این زمونه متنفرم

 

من هنوزم به عشق تو نفس میکشم

 

به عشق تو ازخواب بیدار میشم

 

تودلیل زنده موندن منی علی جونم

 

بعضی وقتاناخوداگاه ازت بدم میادولی

 

چندساعت بعدمثل سگ پشیمون میشم

 

و زار زار اشک میریزم ولی خودمونیم

 

 هنوزم ناراحتم ازدستت..........

 

چه قدر واسه روز عشق برنامه داشتم

 

ولی حیف همه برنامه هام ازدست رفت

 

علی هرسال ولنتاین فقط عاشق توبودم

 

ولی دلت بسوزه امسال میخوام باخداجشن بگیرم

 

به هرحال روزعشق برتوعشق ابدی من

 

مبارک

نوشته شده در 89/11/24ساعت توسط پانیذ| |

سلام برتوعشقم سلامی بادستان لرزان

 

باچشمهای خیس  باصدایی خسته

 

باتنی شکسته

 

باروحی سردو باقلبی خالی ازمحبت

 

میدونی حالاکه قسم خوردم که دیگه

 

حتی باهات

 

حرفم نزنم احساس بهتری دارم اخه چراعلی؟

 

چرا این کارا کردی اخه من به توچی بگم

 

خیلی بدی متاسفم واسه خودم

 

علی توهنوزم داری میگی من اشتباه میکنم

 

نه عزیزم من دیگه کاری باهات ندارم

 

فکرنکن من نامردم وهمه خاطراتمون

 

و فراموش میکنم

 

نه نه من تاابد دوست دارم ولی

 

به خدادیگه نمیتونم تحمل کنم و واسه اینکه

 

فکرنکنی ازت سیرشدم همین

 

جاقسم میخورم

 

که تا ابدازدواج نکنم

 

خداحافظ عشق ابدی من

نوشته شده در 89/11/20ساعت توسط پانیذ| |

سلام خداجون حالت خوبه؟

 

ولی حال پانیذت خیلی بده خیلی بد

 

خداجون امیدم فقط به خودته پس چرابه هردری

 

میزنم بستس خدایانزار اون اتفاق بیفته

 

خدایامیدونی چه قدرداشتن یه دوست خیانت کاربده

 

خدایاتوتاحالادوستی داشتی که بهت خیانت کنه

 

خدایااخه چرا؟چرا؟چرا؟

 

خدایاخوش بحالت که تنهایی خوش به حالت که

 

کسی نیست بهت خیانت کنه

 

خدایامیدونی چه قدر دردناکه میدونی وقتی کسی

 

که همه ی راز های زندگیت ومیدونه کسی که

 

بهش اعتماد داری ازپشت بهت خنجربزنه

 

خدایامیدونی چه قدر درد داره به جون یدونه عشقم

 

قسن اگه یکی شمشیرمیزد توقلبم دردش کمتر از

 

خیانتی بود که بهم ازطرف صمیمی ترین دوستم شد

 

خدایانمیبخشمش

 

خدایابه دادم برس که دارن میمیرم.

 

خدایانزارنابودبشم

 

خداجونم منتظرجوابت هستم

 

تنهام نزار.

 

 

نوشته شده در 89/11/16ساعت توسط پانیذ| |

سلام بچه هانمیدنم ازکجابنویسم ولی بایدبنویسم تاخودم وخالی کنم

 

کاش درکم میکردی علی میدونم که شایدهیچ وقت نیای اینجا ولی میخوام بگم من

 

هیچوقت نمیخواستم بهم وابسته بشی ولی شدی اوایل نمیخواستم عاشقت بشم

 

ولی شدم نمیخواستم بهم دل ببندیم ولی بستیم

 

خیلی دلم میخواست میشدولی نمیشه چون........

 

نمیتونم بگم این یه رازه بین من وخدام علی توواسه من یه فرشته بودی

 

همونجورکه من برات مثل یه فرشته بودم ولی فرشته ها یه روزبرمیگردن پیش

 

خداشون

 

منم بایدبرگردم شایدبدون خداحافظی کاش من وببخشی

 

کاش خدامارو ببخشه کاش خوشبخت بشی کاش.........

 

نوشته شده در 89/11/12ساعت توسط پانیذ| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت